خرید بک لینک
سلام دوستای گل مجازی خوبین همگی؟منکه عالی ام ، سفر کوتاه داشتم ولی خیلی متفاوت دفعه سوم بود میرفتم ترکیه و دفعه اول که به شهر وان میرفتم . زمان کمتری داشتم ولی عالی عالیشادمهر عشقه عشق...چقدر لذت بردم از کنسرتشیعنی چی میشد همین فضا رو تو ایران خودمون جشن میگرفتیم!!فکر کن با چهار تا آقای جذاب و جنتلمن بری ،بعد خودت مرخصی نداشته باشی و مجبور بشی چهار روز بیشتر نمونی و تنها برگردی و اون چهار تا نامردا ده روز بمونن الهی قربونشون برم جذابای لعنتی من ..ولی باهاشون خیلی بهم خوش گذشتتتتت چقدررر دستشون

برچسب: نویسنده: آراد قاسمی‌پور تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 2:17

این روزا اصلا متوجه نمیشم چطوری میگذره می نای لوس و ته تغاری باورش نمیشد یه روز مسئولیت زندگی رو شونه هاش باشه و بشه عصای دست پدر مادرش همیشه توی ذهنم این بود چهل سالگی به بعد برم برای خودم دنیا رو بگردم و حتی جاهای مختلف رو برای زندگی تجربه کنمولی الان نمیدونم چرا هر جا برم و هر موقعیتی باشه باز دلم پیش بابا و مامانه و میخوام کنارشون باشمبابای قشنگم دل نازک شده و طاقت دوری بچه هاش رو ندارهاز اونور دلش تنگه پسرش میشه میرن ترکیه پیشش، باز اونجا که هستن دلشون پیش مامسعود داداشیم باز ازدواج کرده و

برچسب: نویسنده: آراد قاسمی‌پور تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 2:17

آهای آیندگان، شما که از دل توفانی بیرون می جهید که ما را بلعیده است.وقتی از ضعف های ما حرف می زنید یادتان باشد که از زمانه سخت ما هم چیزی بگویید.به یاد آورید که ما بیش از کفشهامان کشور عوض کردیم و میدان‌های جنگ طبقاتی را با یأس پشت سر گذاشتیم،آنجا که ستم بود و اعتراضی نبود.این را خوب می دانیم:حتی نفرت از حقارت نیز آدم را سنگدل می کند.حتی خشم بر نابرابری هم صدا را خشن می کند.آخ، ما که خواستیم زمین را برای مهربانی مهیا کنیمخود نتوانستیم مهربان باشیم.اما شما وقتی به روزی رسیدید که انسان یاور انسان

برچسب: نویسنده: آراد قاسمی‌پور تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 2:17

صفحه بندی